|
|
|
|
|
بوسه بر عكست زنم ترسم كه قابش بشكند قاب عكس توست اما شيشه عمر من است بوسه بر موي تو زنم ترسم كه تارش بشكند تار موي توست اما ريشه عمر من است |
||
|
2
نوشته شده در جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 9:53 قبل از ظهر توسط هادی
|
|
||
|
|
|
|
|
هر چند که از سنگ تو را ساخته اند
یک روز تو هم می شکنی ای دل من |
||
|
2
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 5:33 بعد از ظهر توسط هادی
|
|
||
|
|
|
|
|
به دریای محبت پا نهادم بر سر هستی
بدین سودا که دریای من و طوفان من باشی |
||
|
2
نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 8:57 قبل از ظهر توسط هادی
|
|
||
|
|
|
|
|
بنیاد دل غمزده را داد به طوفان
هر موج که برخاست ز دریای نگاهم |
||
|
2
نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 9:49 قبل از ظهر توسط هادی
|
|
||
|
|
|
|
|
این شکایت نامه نامهربانی های توست
آنچه دیدم از جدایی ها جدا خواهم نوشت |
||
|
2
نوشته شده در جمعه هفتم تیر 1387ساعت 9:48 قبل از ظهر توسط هادی
|
|
||
|
|
|
|
|
اگر که گریه ما را ندیده ای هرگز
شبی به خلوت من از پی نظاره بیا |
||
|
2
نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 9:36 قبل از ظهر توسط هادی
|
|
||
|
|
|
|
|
از خود مران مرا كه قسم مي خورم هنوز جز در چشم مست تو عهدي نبسته ام |
||
|
2
نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت 11:5 قبل از ظهر توسط هادی
|
|
||
|
|
|
|
|
آمد بهار و رفت و من از کنج آشیان
وقتی بر آمدم که گلی در چمن نماند |
||
|
2
نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:49 قبل از ظهر توسط هادی
|
|
||
|
|
|
|
|
صید را شرط نباشد همه دردام کشیدن
به کمند تو فتادم که نگهدار من آیی |
||
|
2
نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 10:1 قبل از ظهر توسط هادی
|
|
||
|
|
|
|
|
دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم
ار چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 7:52 بعد از ظهر توسط هادی
|
|
||
|
|
|
|
|
در این دنیا که مردانش عصا از کور می دزدند
من خوشباور ساده محبت جستجو کردم |
||
|
2
نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعت 8:26 قبل از ظهر توسط هادی
|
|
||
|
|
|
|
|
آشفتگیهای دلم هرگه به یادش می رسد
دست نوازش بر سر زلف پریشان می کشد |
||
|
2
نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 5:19 بعد از ظهر توسط هادی
|
|
||
|
|
|
|
|
شنیدستم که غم را می خوری این هم غم دیگر
دلت بر ماتمم می سوزد ای هم ماتم دیگر |
||
|
2
نوشته شده در شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 4:49 بعد از ظهر توسط هادی
|
|
||
|
|
|
|
|
سری به شانه خوبان نهم به گاه وداع
که دل به کام رسد گریه هم بهانه ماست |
||
|
2
نوشته شده در جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 11:19 قبل از ظهر توسط هادی
|
|
||
|
|
|
|
|
سوز دل را با شمع گفتم قطره اشکی فشاند
بخت را نازم که یاری مهربان دارم چو شمع |
||
|
2
نوشته شده در جمعه نهم آذر 1386ساعت 6:0 بعد از ظهر توسط هادی
|
|
||
|
|
|
|
|
برای عشق که رنگ نگاه مجنون داشت
تمام دشت پر از خاطرات لیلا بود |
||
|
2
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 9:17 قبل از ظهر توسط هادی
|
|
||
|
|
|
|
|
بی تو صد جا دلم از داغ شکایت ریش است
اینقدر هست که صبرم ز شکایت بیش است |
||
|
2
نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 10:33 قبل از ظهر توسط هادی
|
|
||
|
|
|
|
|
هر شب از محنت هجران تو میمیرم و بس
می کند باد سحر زنده به بوی تو مرا |
||
|
2
نوشته شده در جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 10:2 قبل از ظهر توسط هادی
|
|
||
|
|
|
|
|
هزاران دل به حسرت خون شد از عشق
یکی در این میان مجنون شد از عشق |
||
|
2
نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 8:51 قبل از ظهر توسط هادی
|
|
||
|
|
|
|
|
منم ابرو تویی گلبن که می خندی چو می گریم
تویی مهرو منم اختر که می میرم چو می آیی |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 10:18 قبل از ظهر توسط هادی
|
|
||
|
|
|
|
|
گر ز جور تو خموشم ز شکیبایی نیست
نیست آن قوتم از ضعف که فریاد کنم |
||
|
2
نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 9:44 قبل از ظهر توسط هادی
|
|
||
|
|
|
|
|
دل خلق را ندانم به چه حیله می ربایی
تو که روی خویشتن را به کسی نمی نمایی |
||
|
2
نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 1:40 قبل از ظهر توسط هادی
|
|
||
|
|
|
|
|
دل شیشه و چشمان تو هر گوشه برندش
مستند مبادا که به شوخی شکنندش |
||
|
2
نوشته شده در جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 8:55 قبل از ظهر توسط هادی
|
|
||
|
|
|
|
|
آن كس است اهل بشارت كه اشارت داند
نكته ها هست ولي محرم اسرار کجاست |
||
|
2
نوشته شده در جمعه هشتم تیر 1386ساعت 9:46 قبل از ظهر توسط هادی
|
|
||
|
|
|
|
|
دیدم تو را و رفت ز دست اختیار دل
آری ز دست دیده خراب است کار دل |
||
|
2
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 9:23 قبل از ظهر توسط هادی
|
|
||
|
|
|
|
|
درد عاشق را دوایی بهتر از معشوق نیست
شربت بیماری فرهاد را شیرین کنید |
||
|
2
نوشته شده در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 11:28 قبل از ظهر توسط هادی
|
|
||
|
|
|
|
|
رفت و بی او زنده ماندم سخت جانی را ببین
آمد و مردم زخجلت شرمساری را ببین |
||
|
2
نوشته شده در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 11:23 قبل از ظهر توسط هادی
|
|
||
|
|
|
|
|
چگونه پيش تو آيم خانه اي كه ندارم
چطور دور تو گردم بهانه اي كه ندارم |
||
|
2
نوشته شده در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 11:56 قبل از ظهر توسط هادی
|
|
||
|
|
|
|
|
چو باشم سر به زانو مانده شب در فکر یار خود
رود چشمم به خواب و ماه بینم در کنار خود |
||
|
2
نوشته شده در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 11:50 قبل از ظهر توسط هادی
|
|
||
|
|
|
|
|
دور از تو گریه هم نتوانم به کام کرد
ترسم که سیل اشکم از این دورتر برد |
||
|
2
نوشته شده در جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 10:15 قبل از ظهر توسط هادی
|
|
||